پیشبینی کسری روزانه ۴۰۰ میلیون مترمکعبی گاز در آستانه زمستان و پیامدهای ناشی از آسیبدیدگی برخی تأسیسات پارس جنوبی در جنگ اخیر، معادله تأمین انرژی کشور را از یک چالش فصلی به یک مسئله راهبردی ارتقا داده است.
به گزارش نبض صنعت، پیشبینی کسری روزانه ۴۰۰ میلیون مترمکعبی گاز در آستانه زمستان و پیامدهای ناشی از آسیبدیدگی برخی تأسیسات پارس جنوبی در جنگ اخیر، معادله تأمین انرژی کشور را از یک چالش فصلی به یک مسئله راهبردی ارتقا داده است. در شرایطی که بیش از ۸۴درصد از توان تولید برق ایران در گرو تزریق بیوقفه گاز طبیعی است، تداوم الگوی سنتی و تمرکز بر نیروگاههای متمرکز و تکسوختی، کشور را در یک دومینو شکننده قرار داده است؛ چراکه نبود گاز، یعنی نبود برق.
ضرورت بازنگری در الگوی تأمین انرژی کشور
آسیبدیدن چند فاز پارس جنوبی در جریان جنگ ۴۰روزه اخیر با دشمن آمریکاییصهیونیستی نیز بر حساسیت این مسئله افزوده و ضرورت بازنگری در الگوی تأمین انرژی کشور را برجستهتر کرده است. بنابراین، عبور پایدار از ناترازی مستلزم آن است که تولید برق بر پایه ترکیبی متنوعتر از منابع انرژی و با اتکای کمتر به یک حامل سوختی سازماندهی شود.
بررسی هندسه تولید برق در مقیاس بینالمللی نشان میدهد هیچ اقتصاد پایداری سرنوشت انرژی خود را تماماً در سبد یک حامل سوختی قرار نمیدهد. در حالی که سوختهایی نظیر زغالسنگ هنوز بیش از ۳۰درصد از سبد نیروگاهی جهان را برای روزهای بحران و پیک مصرف پوشش میدهند، این سهم در ایران عملاً صفر است. تمرکز افراطی بر نیروگاههای گازمحور سبب شده تا با نخستین موج سرما و اولویتیافتن گرمایش بخش خانگی، شیرهای گاز نیروگاهها یکی پس از دیگری بسته شود؛ روندی که در سالهای اخیر صنایع فولادی، معدنی و شهرکهای تولیدی را به نخستین قربانیان خاموشی فصلی بدل کرده است.
ضرورت استقلال واحدهای بزرگ انرژیبر از شبکه سراسری
آن طور که کارشناسان میگویند یکی از مسیرهای کلیدی برای شکستن این دومینو، استقلال واحدهای بزرگ انرژیبر از شبکه سراسری است. کارخانههای فولاد و صنایع معدنی که در زمستان با افت فشار گاز و در تابستان با قطعی برق متحمل خسارتهای میلیاردی میشوند، ناگزیرند به سمت ساخت نیروگاههای اختصاصی و غیرگازی حرکت کنند. توسعه نیروگاههای حرارتی پیشرفته با رعایت کامل استانداردهای زیستمحیطی در مجاورت قطبهای صنعتی، میتواند بخشی از این بار عظیم را از دوش شبکه عمومی بردارد.
دولت نیز موظف است بهجای صدور بخشنامههای محدودکننده، با تسهیل امور گمرکی و ارائه مشوقهای مالی، مسیر ساخت نیروگاههای خودتأمین را برای این مجموعهها هموار کند؛ اقدامی که نهتنها خطوط تولید را پایدار نگاه میدارد، بلکه حجم بالایی از گاز طبیعی را برای تبدیل به محصولات پتروشیمی با ارزشافزوده بالا آزاد میکند. با این حال، مصونسازی شبکه برق در فصول سرد و شرایط اضطراری، به اصلاحاتی فراتر از جابهجایی نوع سوخت نیاز دارد؛ موضوعی که در ابعاد امنیتی و پدافندی، ضرورت دگرگونی در آرایش توزیع نیروگاهها را پیش میکشد. در همین زمینه با فرشاد جامع، کارشناس انرژی گفتوگویی انجام شده که در ادامه میخوانید.
رقابت بخش خانگی، صنعتی و نیروگاهها بر سر منابع
فرشاد جامع، کارشناس انرژی با اشاره به ناترازی گاز در زمستان پیش رو گفت: با فرا رسیدن زمستان، رقابت میان بخش خانگی، صنعتی و نیروگاهها بر سر منابع محدود گاز شدت میگیرد و نتیجه آن، افت فشار شبکه، محدودیتهای مصرف و خاموشیهایی است که زندگی روزمره و فعالیتهای اقتصادی را مختل میکند. در چنین شرایطی، تکیه بر راهحلهای مقطعی و واکنشی دیگر کارایی لازم را ندارد و کشور به رویکردی ساختاری نیاز دارد که ریشههای ناترازی را هدف بگیرد.
وی با اشاره به اینکه ما همواره با یک ناترازی فصلی گاز ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون مترمکعبی مواجه بودیم که دولتها آن را با قطع گاز صنایع فولاد، پتروشیمیها و سوزاندن مقادیر سرسامآوری مازوت در نیروگاهها مدیریت میکردند، افزود: امسال به دلیل صدماتی که در حملات اخیر دشمن به برخی زیرساختهای پالایشی و سکوهای گازی در خلیج فارس وارد شده، برآوردها حاکی از آن است که ناترازی گاز در روزهای پیک سرما به حداقل ۴۰۰ میلیون مترمکعب در روز صعود خواهد کرد.
این یعنی نزدیک به نیمی از تقاضای مصرفی روزهای اوج، سوخت متناظر نخواهد داشت و چنین خلأ عظیمی با صرفهجویی چنددرصدی در ادارهها یا تغییر ساعات کاری حل نخواهد شد.وی با بیان اینکه بخش عمدهای از بار شبکه سراسری در ساعات اداری و کاری، متعلق به غولهای انرژیبر نظیر کارخانههای فولاد، ذوبآهن، سیمان، آلومینیوم و صنایع معدنی است و هر بار که کشور دچار افت فشار گاز در زمستان یا افت ذخایر آبی و فشار پیک در تابستان میشود، نخستین ترکش بخشنامههای دولتی به بدنه تولید اصابت میکند، ادامه داد: مهمترین گام در این مسیر، تمرکز بر متنوعسازی سبد سوخت نیروگاهی است.
سهم بالای گاز طبیعی در تولید برق موجب شده است هر اختلال در تأمین گاز، مستقیماً به کاهش تولید برق منجر شود.وی خاطرنشان کرد: گسترش سهم انرژیهای تجدیدپذیر، ازجمله خورشیدی و بادی، در کنار استفاده بهینه از ظرفیت برقآبی، انرژی هستهای و سایر منابع، میتواند فشار بر منابع گازی را در فصل سرد سال کاهش دهد. هر مگاوات برقی که بدون مصرف گاز تولید شود، به معنای آزاد شدن حجمی از گاز برای تأمین نیاز خانگی و صنایع حیاتی است.
ضرورت کاهش وابستگی به نیروگاههای بزرگ
این کارشناس انرژی دومین محور مهم برای حل این معضل را کاهش وابستگی به نیروگاههای بزرگ و متمرکز دانست و افزود: الگوی فعلی که بخش عمده تولید برق در تعداد معدودی از نیروگاههای بزرگ انجام میشود، شبکه را در برابر حوادث فنی، شرایط جوی و تهدیدهای امنیتی آسیبپذیر میکند. در مقابل، تولید پراکنده شامل نیروگاههای کوچکمقیاس و متوسط، واحدهای خورشیدی پشتبامها، تولید همزمان برق و حرارت در صنایع و تولیدکنندگان محلی، ساختاری منعطفتر و تابآورتر ایجاد میکند. در این ساختار، خروج یک واحد از مدار، به فروپاشی بخش وسیعی از شبکه نمیانجامد.
این کارشناس انرژی با اشاره به مزیتهای اقتصادی و پدافندی مرتبط با توسعه نیروگاههای خورشیدی خانگی ۵ کیلوواتی خاطرنشان کرد: پراکندهسازی زیرساخت انرژی، بُعد امنیتی و دفاعی نیز دارد. هنگامی که تولید برق در نقاط متعدد و در مقیاسهای گوناگون توزیع شده باشد، هدف قرار دادن نیروگاهها دیگر نمیتواند بهتنهایی شبکه سراسری را از کار بیندازد. این رویکرد در عمل بازدارندگی ایجاد میکند؛ زیرا هزینه و بازده حمله به زیرساخت انرژی را تغییر میدهد و بخشی از تهدیدهای موجود را خنثی میکند. به این ترتیب، امنیت انرژی از مسئلهای صرفاً فنی به بخشی از تابآوری ملی تبدیل میشود. از منظر اقتصادی و مصرف سوخت نیز این راهبرد مزایای قابلتوجهی دارد.
وی ادامه داد: کاهش وابستگی به نیروگاههای با خوراک گازی، ضمن کاهش مصرف گاز در بخش تولید برق، امکان صرفهجویی در منابعی را فراهم میکند که میتوان آنها را صرف مصارف با ارزش افزوده بالاتر کرد. همچنین تولید نزدیک به محل مصرف، تلفات انتقال و توزیع را کاهش میدهد و بازدهی کل سیستم را بالا میبرد. جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی در این حوزه میتواند بار مالی توسعه ظرفیت را از دوش دولت بردارد.
وی گفت: تمرکز بر مسئله متنوعسازی سبد سوخت نیروگاهی کشور و کاهش وابستگی به نیروگاههای متمرکز، مهمترین راهکار کشور برای عبور از ناترازی گازی و برقی کشور در زمستان پیش رو و ایجاد یک راهبرد جدید در پراکندهسازی زیرساخت انرژی کشور است که میتواند تهدید هدف قرار دادن نیروگاههای برق کشور را خنثی کند و علاوه بر کاهش ناترازی برق، کاهش مصرف گاز در نیروگاهها و کاهش وابستگی به نیروگاههای خوراک گازی را به همراه داشته باشد.
ضرورت بازتعریف نقشه راه، پیش از قفلشدگی کامل انرژی
تجربه زمستانهای گذشته و افق تاریک ناترازی پیش رو نشان میدهد مُسکنهای فصلی چون مازوتسوزی با آلایندگی بالا، خاموشکردن صنایع و تغییر شیفتهای کاری، دیگر کشش پوشش این گسل عظیم انرژی را ندارند. کشور برای بقای پایداری صنعتی و حفظ تراز امنیت زیرساختها، نیازمند یک بازآرایی شجاعانه است.تغییر ریل از پارادایم نیروگاههای متمرکز و وابسته به گاز به سمت تولید پراکنده، خودتأمینهای صنعتی و انرژی خورشیدی خانگی، یگانه راهبردی است که در آن منافع اقتصادی، ملاحظات فنی و الزامات پدافند غیرعامل در یک نقطه همگرا میشوند.
اگر دولت با کنار گذاشتن قیمتگذاریهای دستوری و برداشتن موانع بروکراتیک، زمینه را برای ورود سرمایههای سرگردان بخش خصوصی و مشارکت آحاد مردم فراهم کند، نهتنها بحران گاز دیگر به معنای فلجشدن جریان برق کشور نخواهد بود؛ بلکه ایران به یک الگوی تابآور، توزیعشده و نفوذناپذیر در جغرافیای انرژی منطقه تبدیل خواهد شد. زمستان در راه است و فرصت اصلاح این چرخه، تنها در گرو اقدام قاطع امروز سیاستگذاران است.
انتهای پیام















