اجرای طرح کارت انرژی با هدف مدیریت مصرف و جلوگیری از هدررفت منابع در حالی از سوی نمایندگان مجلس و کارشناسان مطرح است که در صورت اجرای این طرح علاوه بر عدالت محوری تحولی خاصی در بخش انرژی اتفاق میافتد.
به گزارش نبض صنعت به نقل از جریان آنلاین، توزیع یارانه در بخش انرژی و نحوه قیمتگذاری آن در سالهای اخیر به یکی از چالشهای جدی اقتصاد ایران تبدیل شده است بهطوری که برخی کارشناسان معتقدند این شیوه توزیع و قیمتگذاری نهتنها به بهبود بهرهوری کمکی نمیکند، بلکه به مصرف بیرویه، اتلاف منابع، قاچاق سوخت و کاهش انگیزه برای سرمایهگذاری در زیرساختهای تولید و توزیع انرژی نیز دامن میزند. در چنین فضایی طرح «کارت انرژی» بهعنوان راهکاری برای ساماندهی دوباره رابطه میان دولت، مردم و بازار انرژی مطرح شده است. موافقان این طرح معتقدند کارت انرژی میتواند به تحقق عدالت در مصرف، شکلگیری رقابت واقعی و فراهمشدن زمینه سرمایهگذاری پایدار در بخش انرژی کمک کند.
آنچه امروز ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده این است که همه از انرژیها به یک اندازه استفاده نمیکنند بلکه مصرف براساس نوع نیاز صورت میگیرد اما هزینه آن را همه افراد میپردازند اعم از مصرفکنندگان کممصرف و پرمصرف.
کارشناسان این حوزه معتقدند نبودن توازن در پرداخت هزینهها ریشه در ساختار قدیمی یارانههای انرژی دارد که سالهاست دستنخورده باقی مانده است. این سیستم دو پیامد منفی دارد؛ اول اینکه یارانههای پنهان بهجای حمایت از خانوادههای کمدرآمد در عمل به نفع مصرفکنندگان پرمصرف است و دوم اینکه مانع از اصلاح الگوی مصرف و شکلگیری یک بازار رقابتی میشود. در واقع ما با اصلاح این ساختار روبهرو هستیم که این موضوع دیگر از دایره انتخابهای ما خارج شده و به ضرورتی برای نجات منابع ملی و بازگرداندن حق به مالکان اصلی آن یعنی شهروندان تبدیل شده است.
استفاده از کارت انرژی روند قاچاق را کنترل میکند
تحلیلگران معتقدند در کنار نابرابری در هزینههای انرژی مسئله قاچاق سوخت در چند سال اخیر نیز به یکی از چالشهای جدی اقتصاد کشور تبدیل شده است. تفاوت چشمگیر قیمت بنزین و گازوئیل در ایران نسبت به کشورهای همسایه انگیزهای برای قاچاق این فرآوردهها ایجاد کرده است.
به نظر بسیاری از کارشناسان پدیده قاچاق سوخت در حال گسترش است و استفاده از کارت انرژی یک امر ضروری است زیرا که این ابزار با مشخص کردن هویت مصرفکننده و محدودکردن سهمیهها در کنار مهار قاچاق از اتلاف منابع انرژی جلوگیری میکند.
یارانه انرژی به مصرف بیشتر پاداش میدهد
مسعود دانشمند، کارشناس اقتصادی درباره منابع انرژی در کشور به جریان آنلاین گفت: انرژی ارزان در عمل بهجای آنکه به نفع عموم مردم تمام شود، بیشتر به سود پرمصرفها و حلقههای ناکارآمد بوده است.
او معتقد است وقتی برق، گاز یا سوخت با قیمتی پایینتر از واقعیت اقتصادی عرضه میشود، نه مصرفکننده انگیزه جدی برای مدیریت مصرف دارد و نه تولیدکننده و سرمایهگذار به بازگشت سرمایه فکر میکنند و نتیجهاش شکلگیری چرخهای از اتلاف و ناکارآمدی است به طوری که توان دولت برای نوسازی و توسعه زیرساختهای انرژی کاهش مییابد.
در اینجا مسئله فقط ارزانبودن انرژی نیست بلکه مسئله اصلی نبودِن سازوکاری هوشمند برای مدیریت و هدایت مصرف است و تا زمانی که مصرفکننده هزینه واقعی مصرفش را احساس نکند، نه الگوی مصرف تغییر میکند و نه صرفهجوییها به منبعی برای توسعه زیرساختها تبدیل میشود.
یارانه انرژی عادلانه توزیع میشود
این کارشناس اقتصادی معتقد است هر شهروند بایستی سهم مشخصی از یارانه انرژی دریافت کند. این سهم میتواند برای مصرف برق، گاز یا سایر انرژیها مورد استفاده قرار گیرد. در این مدل یارانه سوخت بهجای اینکه بهصورت پنهان در کل زنجیره انرژی توزیع شود، مستقیماً در قالب حق مصرف به مردم اختصاص مییابد.
در این طرح تأکید میشود اگر خانواری کمتر از سهمش مصرف کند باید بتواند مازاد اعتبارش را در بازه زمانی مشخص به حساب معمولی خود منتقل کند یا برای دوره بعد بهعنوان ذخیره نگه دارد و این در حالی است که اگر مصرف بیش از سهم تعیینشده باشد، هزینه اضافی باید با نرخی نزدیکتر به قیمت واقعی (آزاد) محاسبه شود. چنین سازوکاری میتواند هم انگیزه صرفهجویی ایجاد کند و هم توزیع یارانه عادلانهتر توزیع شود و جلوی بخش مهمی از رانتهای ناشی از انرژی ارزان را بگیرد.
انرژی ارزان بهرهوری را ضعیف میکند
دانشمند بر این موضوع تأکید دارد تا زمانی که انرژی با قیمتهای یارانهای و غیرشفاف در اختیار بخشهای مختلف قرار میگیرد، بازار رقابتی سالم بهوجود نمیآید و در چنین فضایی برخی فعالان این حوزه از محل دسترسی به انرژی ارزان سود میبرند نه از بهرهوری در آن.
در مقابل اگر قیمتگذاری بهتدریج شفافتر شود و یارانه بهجای پنهان ماندن در زنجیره تولید مستقیم به مردم برسد، بنگاهها ناچار میشوند برای بقا به سمت کاهش هزینه، بهینهسازی مصرف و افزایش بهرهوری حرکت کنند.
نکته قابل توجه این است که در این مدل رقابت نه بر پایه رفاقت و رانت، بلکه بر مبنای مدیریت، فناوری و کارایی شکل میگیرد.
اصلاح نظام یارانهای راه سرمایهگذاری در انرژی را باز میکند
وی به یکی دیگر از چالشهای بازار انرژی در ساختار فعلی هم پرداخت و گفت: ضعف سرمایهگذاری در شبکه برق و زیرساختهای انرژی است. وقتی قیمت فروش انرژی فاصله زیادی با هزینه واقعی تولید و توزیع دارد، دولت با محدودیت منابع مواجه میشود و بخش خصوصی نیز انگیزه کافی برای ورود به پروژههای زیرساختی پیدا نمیکند. به همین دلیل است که در سالهای اخیر همزمان با رشد مصرف، هشدارها درباره فرسودگی شبکه، کمبود برق و ناترازی انرژی افزایش یافته است.
وی بر این موضوع تأکید دارد که اصلاح نظام یارانهای میتواند زمینه را برای ورود سرمایههای جدید فراهم کند؛ چه در نیروگاههای خورشیدی و تجدیدپذیر، چه در بهینهسازی مصرف در صنعت و ساختمان. اگر مصرفکننده و تولیدکننده هر دو سیگنال روشنی از قیمت و بازگشت سرمایه دریافت کنند، امکان برنامهریزی بلندمدت هم افزایش مییابد.
این تحلیلگر اقتصادی میگوید: تجربه سالهای اخیر نشان داده تصمیمهای ناگهانی درباره تعرفهها، بدون آمادهسازی افکار عمومی و بدون ارائه یک نقشه روشن به نارضایتی و بیاعتمادی منجر میشود.
هزینههایی که بهدلیل عدم رعایت الگوی مصرف تحمیل میشود
دانشمند معتقد است که موفقیت در این طرح بیش از هر چیز به ثبات، شفافیت و قابلیت پیشبینی آن وابسته است. مردم باید بدانند سهمشان چیست، با صرفهجویی چه منافعی به دست میآورند و اگر بیش از الگو مصرف کنند، چه هزینهای خواهند پرداخت.
وی در ادامه تأکید کرد: کارت انرژی تنها زمانی میتواند به یک ابزار اصلاحی مؤثر تبدیل شود که در کنار آن اطلاعات دقیق، اقناع عمومی و تضمینهای اجرایی نیز وجود داشته باشد در غیر این صورت هر اصلاح قیمتی ممکن است صرفاً به افزایش فشار بر خانوارها تعبیر شود بیآنکه تغییری جدی در رفتار مصرف یا ساختار سرمایهگذاری ایجاد کند.
وی اظهار کرد: مسئله انرژی در ایران فقط یک موضوع خدماتی یا بودجهای نیست؛ بلکه نقطه تلاقی عدالت اجتماعی، کارایی اقتصادی و آینده سرمایهگذاری کشور است.
اگرچه ایده کارت انرژی با پرسشها و چالشهای اجرایی زیادی روبهروست، اما دستکم یک نکته را دوباره به مرکز بحث بازگردانده است و آن اینکه ادامه وضعیت فعلی با یارانههای سنگین، مصرف غیرهدفمند و زیرساختهای کمتوان به نفع مردم و اقتصاد نیست.
در چنین شرایطی بازتعریف رابطه میان یارانه، مصرف و سرمایهگذاری میتواند آغازگر مسیری باشد که در آن صرفهجویی به یک امتیاز اقتصادی تبدیل شود، رقابت واقعی شکل بگیرد و منابع لازم برای توسعه زیرساختهای انرژی نیز از دل یک نظام شفافتر و عادلانهتر تأمین شود.
بهنظر میرسد تا زمانی که ناترازی انرژی و نظام یارانههای پنهان سودآوری پروژههای زیرساختی را تهدید میکند، نمیتوان انتظار داشت که بخش خصوصی انگیزهای برای ورود به این حوزه داشته باشد.
آنچه امروز صنعت انرژی کشور به آن نیاز دارد اصلاح و بهبود زیرساختهاست که در این مسیر جذب سرمایهگذاریهای تازه برای پیشبرد توسعه این صنعت لازم و ضروری است که هماکنون بهارستاننشینان نیز درصددند تا اجرای طرح کارت انرژی مسیر درست مصرف بهصورت هدفمند طی شود.
انتهای پیام
















